محمد رضا واليزاده معجزى

497

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آمدند و يك شب در آنجا مانده و فردا كه چهارمين روز جنگ بود ، به همدان رسيدند . ملاقات فراريان بالاخره سالار الدوله و باقيمانده لرستانيان به همدان وارد شدند در آن شهر قسمتى از اردوى نوبران را كه در همدان توقف كرده بودند ، ملاقات كردند . روىهم‌رفته قريب دوهزار نفر از اردوى متلاشى شده ( سى هزار نفرى ) شاهزاده گرد آمدند و امير شورين ( امير نظام ) از شاهزاده و همراهان پذيرايى كرد و يك شب در خانه امير شورين « 1 » ماندند و فردا كه پنجمين روز بعد از جنگ بود به شاهزاده خبر رسيد كه دولت اردوى جهت تعقيب آنها بسيج داده و به‌طرف همدان فرستاده‌اند . سالار الدوله كه ذاتا مردى جبون بود از شنيدن اين خبر انديشناك شد و فورى فرمان حركت داد . اردو همه‌جا آمدند تا به « مله الوند » يا « گردنه الوند » رسيدند و بعد از مختصر استراحت از گردنه الوند عازم قريه « آگرزمان » شدند و يك شب در آن قريه توقف كرده فرداى آن شب به سوى نهاوند آمدند و بعد از رفع خستگى راه سالار الدوله براى ملاقات با سران ايلات كرمانشاه و كردستان عازم حركت به آن صفحات شد . جدا شدن سالار الدوله از لرستانيها هواى سلطنت به اين زوديها از سر سالار الدوله خارج نمىشد و باوجود شكست مفتضحانه‌اى كه خورده بود باز هم دست از خيالات خام برنمىداشت و به قول خودش « از شكست ساوه تجاربى اندوخته بود كه در جنگهاى بعدى آنها را به كار برد . » بنابراين لرستانيها را خواسته براى آنان سخنرانى كرد و گفت : « من براى جمع‌آورى سپاه ناچار بايد به كردستان و كرمانشاه بروم شما به خانه‌هاى خود رفته رفع خستگى كنيد و منتظر دستور من باشيد . » برگشتن لرستانيان و احضار مجدد آنها از طرف سالار الدوله لرستانيها كه مدتى بود از خانه و زندگى دور مانده و رنج اردوكشىهاى بىمصرف كه منجر به آن شكست شرم‌آور شده بود ، آنها را بىاندازه خسته كرده بود و چون بر خلاف كلهرها كه وقعى به

--> ( 1 ) . امير نظام را بيشتر مردم ناحيه غرب بنام ( امير شورين ) ( بوجه مضاف و مضاف اليه ) مىشناخته‌اند .